تبليغاتX
سينما فردا
سينما فردا

خسرو شکیبایی رفت .......





خسرو شکیبایی بازیگر تئاتر و سینما دار فانی را وداع گفت.     

حدود ساعت 12 ظهر بود که این خبر را در زیرنویس شبکه خبر دیدم. خبری که چندین کلمه بیش نبود ولی دنیا را روی سرم خراب کرد. یک لحظه آب توی گلویم خشک شد. نمی دانستم چه کار کنم. باور کردنی نبود. مگر می شود ؟ مگر می شود باور کرد که آقای هامون سینمای ایران، عمو خسرو عزیزمان دیگر در بین ما نباشد. او که سالها با خانه سبزش زندگی کردیم و با عشق روزی روزگاری اش را تماشا. زین پس چه کنیم. مگر فیلم هایش که همان دردانه هایش بودند را می شود بی او نظاره کرد. مگر می شود لبخندهایش که هیچ گاه از لبهایش دور نمی شد را فراموش کرد. سخت است، به خدا سخت است که ببینیم ما هستیم ولی او نیست. او که یکی از ستاره های آسمانمان بود و حال باید به خودمان بقبولانیم که خاموش شده و دیگر نوری ندارد. به همین سادگی خسرو شکیبایی نازنین از بین ما رفت. او که با خط قرمز به دلهای ما آمد و حیران از دل های ما رفت.  

خدایا به چشمهایمان اجازه ده تا برایش بگریند، به اشکهایمان تا برایش ببارند، به قلبهایمان تا برایش بسوزند و به خودمان صبر ده تا داغش را تحمل کنیم.    

خدایا به خاطر لحظات شاد و عزیزی که برای ما آفرید او را غریق رحمت خودت کن و به خاطر عشقی که در وجودش بود و آن را به همه ارزانی می داشت او را در بهشت خود جای ده.      

یکی از آخرین حرفهایش: خوشحالم که دلم هنوز دل دل کردن یادش نرفته. الهی شکر      

آه عمو خسرو، عزیز دلمان، بدرود.

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:32 توسط سعید |

کوارتت میلیاردی سینمای ایران

 

آتش بس ، اخراجی ها ، توفیق اجباری ، دایره زنگی

 

 

با اتمام اکران فیلم دایره زنگی و فروش بالای یک میلیارد آن، تعداد فیلمهای سینمای ایران که به فروش یک میلیارد رسیده اند به عدد 4 رسید. در زیر به این نکته می پردازیم که این 4 فیلم چه ویژگی هایی داشته اند که در گیشه موفق بوده اند.

 

1) در نگاه اول می بینیم که در هر 4 فیلم عنصر طنز نقش پررنگی دارد و در ساختار هر کدام به نوعی از این عنصر استفاده شده است. البته بعضی زیاد و بعضی کم. از نظر ساختاری می توان وجود طنز در هر کدام را به این ترتیب بیان کرد: اخراجی ها ، توفیق اجباری ، دایره زنگی ، آتش بس.

 

اخراجی ها:

اخراجی ها فیلمی سراسر طنز است به طوری که می توان دلیل اصلی فروش بالای آن را طنز زیاد آن دانست و نه موضوع جالب آن و نه عوامل فیلم. درست است که موضوع فیلم جالب است و واقعاً نو و بدیع که به گونه ای جدید و کاملاً متفاوت به مسأله جنگ تحمیلی و نحوه ورود کاراکترهای فیلم به جبهه پرداخته ولی دلیل اصلی فروش بالای آن را باید طنز موجود در فیلم دانست و نه موضوع آن.

قسمت اعظم دیالوگ های فیلم را صحبت های طنز آمیز تشکیل می دهند  که بخشی از آن را می شود در همین جک های اس ام اسی یافت. می توان گفت که این میزان طنز برای یک فیلم زیاد است و در استفاده از این مقوله افراط شده است به طوری که به عنوان مثال در مورد نقش اکبر عبدی و امین حیایی و ارژنگ امیرفضلی فقط از دیالوگ ها و رفتارهای طنز استفاده شده و آنها در طول فیلم تقریباً هیچ چیز جدی ندارند که این نمی تواند چندان مطلوب باشد. البته فیلم سکانس های زیبایی از نظر بازیگری و کارگردانی دارد مانند سکانس ورود تانک به بیمارستان، سکانسی که از بالا تنبیه سربازان دیده می شود و سکانس پریدن رزمنده روی نارنجک. ولی در کل باید پذیرفت که طنز موجود در فیلم و فیلمنامه مهمترین ویژگی فیلم در جذب تماشاگر بوده و نه ارزش هنری فیلم و بار معنایی آن.

 

توفیق اجباری:

در مورد توفیق اجباری می توان گفت که این مقدار کم شده ولی باز هم نقش اساسی دارد. در این فیلم هم بازیگرانی مثل رضا عطاران و احمد پورمخبر تقریباً سراسر طنز هستند. احمد پورمخبر نقش زیادی در فیلم ندارد و طنز فیلم را رضا عطاران به دوش می کشد و این سبب شده که نویسنده طنزش را تا حدودی منحصر به او کند و همین مسأله کمک شایانی کرده تا افراط در استفاده از طنز انجام نگیرد. همچنین استفاده از موضوعاتی که متعلق به حال هستند مثل کارت سوخت، لهجه افغانی ، تیترهای روزنامه ها و چند مورد دیگر به بهتر شدن فیلم کمک کرده ولی نویسنده می توانست از این عناصر بهتر بهره گیرد. در یک نگاه اجمالی فیلمنامه توفیق اجباری را نمی توان فیلمنامه خوبی دانست. در چند مورد اتفاقاتی می افتد که هیچ پیش زمینه ای برای وقوع آن وجود ندارد و بدون مقدمه آن اتفاق رخ می دهد و یا حادث شدن آن خیلی بعید به نظر می رسد مانند حظور لیدا در سفارتخانه بدون هیچ دلیلی، مواجه شدن رضا با دختر چت کننده در خیابان و نحوه صحبت کردن دختر و اینکه او صدای رضا را هنگام چت تشخیص نداده، سیم سیم فارسی را روان صحبت می کند و می گوید که فرهنگ فارسی را یادش نرفته ولی نمی داند که اینجا پسر و دختر مجرد نمی توانن در یک خانه باشند و مسائلی از این قبیل که زیاد هستند. تمامی اینها باعث شده که فیلمنامه توفیق اجباری فیلمنامه ای ضعیف تلقی شود و برای فروش آن به دنبال مسائل  دیگری بود.

 

دایره زنگی:

دایره زنگی فیلمی است که طنز را در خود جای داده ولی نمی توان آن را در دسته فیلمهای طنز جای داد هر چند بازیگران معروف طنز ایران در این فیلم حضور دارند. دایره زنگی فیلمی است که به مسائل اجتماعی می پردازد و فیلمی اجتماعی است که از طنز در وجود خود استفاده کرده. در این فیلم نیز مهران مدیری و محمدرضا شریفی نیا هر از چندی خنده ای بر لب های بیننده می نشانند ولی این خنده در سراسر فیلم دیده نمی شود و مقطعی است و سریع از بین می رود. همچنین باید توجه داشت که همین خنده هم معمولاً با دیالوگ ها و رفتارهای جدی حاصل می شود. در بحث درباره دایره زنگی می توان از فیلمنامه خوب اصغر فرهادی به عنوان یکی از ویژگی های خوب این فیلم یاد کرد که قسمت زیادی از فروش فیلم به خاطر همین فیلمنامه است. فیلمنامه ای که تقریباً هیچ چیز بی دلیلی در آن اتفاق نمی افتد و همه رخدادها با هم در ارتباط هستند و دیگر آن مسکل توفیق اجباری را ندارد. به هر کس به اندازه نیاز توجه شده و کسی از قلم نیفتاده است. امتیاز مهم فیلم غافلگیر کردن تماشاگر است به طوری که عده زیادی به همین دلیل فیلم را دو بار دیدند.

 

آتش بس:

آتش بس کمترین میزان طنز را در بین این 4 فیلم دارد ولی باز هم در خور توجه. نقش داراب از لحاظ شخصیتی کاملاً طنز است و اکثر دیالوگ های دوست یوسف نیز همین طور. در مورد دو نقش اصلی این طنز وجود دارد ولی کرنگ است و زیاد جلوه نمی کند. گویا بازیگران در ادای این طنز موفق نبوده اند. در کل منظور این است که عنصر خنده زیاد در این فیلم به چشم نمی خورد حتی اگر بازیگران سعی در خنداندن تماشاگر داشته باشند. یکی دیگر از دلایل فروش این فیلم را می توان فمنیست بودن آن دانست که در تمام فیلمهای تهمینه میلانی به خوبی دیده می شود. زن بر مرد پیروز است و این برتری در اغلب قسمتهای فیلم دیده می شود. به عنوان مثال در آتش بس پشیمانی بازیگر مرد دیده می شود ولی پشیمانی بازیگر زن نه و این در حالی است که در سکانس سفر رفتن زن، او با رضایت تمام و خوشحالی جدا می شود ولی بازیگر مرد نمی تواند این دوری و جدایی را تحمل کند و وابستگی مرد به زن و عدم وابستگی زن به مرد را نشان می دهد. این خود باعث شد که عده بیشماری از زنان برای تماشای این برتری به سالن های سینما بروند.

 

2) از دید دیگر می توان بازیگران فیلمها را دلیل فروش آنها دانست.

 

اخراجی ها:

اخراجی ها از تعداد زیادی بازیگر نامی سود می برد که هر کدام می توانند به تنهایی یک فیلم را پیش ببرند. اکبر عبدی پس از مدتها در فیلمی ایفای نقش می کند که این مسأله جاذب تماشاگر به سالن سینماست. البته مسائل پیش آمده در جشنواره فجر بیست و پنجم و جنجال سازی مسعود ده نمکی به ویژه در مراسم اختتامیه نیز بسیار به فروش اخراجی ها کمک کرد.

 

دایره زنگی:

دایره زنگی نیز از چنین مزیتی استفاده کرده و حدود 15 بازیگر سرشناس سینما را در خود جای داده که طبعاً این تعداد بازیگر سرشناس هر تماشاگری را به سوی خود می کشد. بازی مهران مدیری پس از مدتها، بازی باران کوثری و صابر ابر بلافاصله پس از کسب تندیس جشن خانه سینما، شایعه حضور هدیه تهرانی که حتی در جلسه فیلنامه خوانی گروهی هم شرکت داشته و همچنین موضوع فیلم که ماهواره است، از دلایلی بودند که از اوایل فیلمبرداری، این فیلم در صدر اخبار قرار گرفت و مردم برای تماشای آن لحظه شماری می کردند و با اکران آن به سینماها هجوم بردند.

 

توفیق اجباری و آتش بس:

در مورد توفیق اجباری و آتش بس به راحتی می توان به پدیده محمدرضا گلزار اشاره کرد که شاید دلیل اصلی فروش بالای این دو فیلم قرار گرفتن نام محمدرضا گلزار در لیست بازیگران و تصویر وی روی پوسترهای تبلیغاتی فیلم ( همانند صحنه ای که تصویر گلزار روی بیلبوردهای شهر تهران دیده می شود ) باشد. در چند سال اخیر محمدرضا گلزار و مهناز افشار بارها در کنار هم قرار گرفته اند و هر بار نیز فروش خوبی برای فیلم به همراه داشته اند. محمدرضا گلزار را می توان یکی از سوپراستارهای حال حاضر سینمای ایران نامید. سوپراستار بدان معنا که حضورش در فیلمی می تواند تضمین فروش آن فیلم باشد. اما باید اشاره کرد که قدرت بازیگری او در حد و اندازه های یک بازیگر خوب نیست و همین تضمین فروش و نیز سیمای خوش و محبوبیت زیاد است که باعث شده او همواره نقش اول فیلمهایی باشد که به قصد موفقیت در گیشه ساخته می شوند. مهناز افشار نیز به همین صورت است با این تفاوت که او محبوبیت گلزار را ندارد ولی گذر زمان نشان داده که حضور این دو در یک فیلم به فروش آن کمک شایانی کرده است که یک نمونه آن نیز آتش بس تهمینه میلانی است. توفیق اجباری نیز از حضور محمدرضا گلزار بهره مند است و فیلم نیز در مورد زندگی او ساخته شده است. مهناز افشار دیگر در این فیلم نیست و این بار باران کوثری نقش مقابل گلزار را بازی کرده است. او که در این چند سال اخیر به خاطر بازی های زیبایش به محبوبیت زیادی دست یافته گزینه مناسب تری نسبت به افشار برای فروش بالا بود که همین طور هم شد. البته اکثراً معتقدند که کوثری نباید در این فیلم بازی می کرد چون توفیق اجباری در حد و اندازه های او نبود. شایان ذکر است که در مورد توفیق اجباری نباید از رضا عطاران گذشت. کسی که در این مدت بازی های خوبی در فیلم های طنز ارائه داده است و در این فیلم نیز خیلی خوب بازی می کند.

 

بازیگران زیر در دو فیلم از این چهار فیلم حضور داشته اند و تنها بازیگران دو میلیاردی سینمای ایران هستند.

 

محمدرضا گلزار ( آتش بس ، توفیق اجباری )

محمدرضا شریفی نیا ( اخراجی ها ، دایره زنگی )

امین حیایی (اخراجی ها ، دایره زنگی )

باران کوثری (توفیق اجباری ، دایره زنگی )

بهاره رهنما (توفیق اجباری ، دایره زنگی )

نگار فروزنده (اخراجی ها ، دایره زنگی )

نیوشا ضیغمی (اخراجی ها ، توفیق اجباری )

نیلوفر خوش خلق (آتش بس ، دایره زنگی )

 

نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 20:30 توسط سعید |

درباره وبلاگ

سلام خدمت شما دوستان.
هدف این وبلاگ معرفی فیلمهای خوبی است که کمتر شناخته شده هستند.

پیوند های سینمایی
سینمای حرفه ای جهان
یادداشت های فرهاد خالدار
یادداشت های حامد مقدم
مجله سینمایی سی نت
سینمای ما
فیلم نیوز
داریوش مهرجویی سینماگر همیشه استاد
عمو پرویز سینمای ایران
ایران سینما باران کوثری
تازه های باران کوثری
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا
ترانه علیدوستی
هواداران حامد بهداد
بهرام رادان
فیلم نگار
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
سینمای ایران و جهان
باران ما
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
س مثل سینما
فروتن(عاشق عصیانگر)
سینمای ایران
نوشته های محمد جواد عبدی
آرشیو موضوعی
سینمایی
ورزشی
امکانات



بخش دانلود
--------------------------
آهنگ: به همین سادگی

آرشیو دانلودها
--------------------------