تبليغاتX
سينما فردا
سينما فردا

مارمولک ، کپی برابر اصل

 

 

چند روز پیش به همراه یکی از دوستانم فیلم « ما فرشته نیستیم / We’re No Angels » رو دیدیم. دو زندانی که از زندان فرار می کنند و یک نفر آنها را با دو کشیش اشتباه می گیرد. به اینجا که رسیدیم گفتم اینجاش شبیه فیلم « مارمولک » خودمان هست. همین طور که فیلم جلو می رفت شباهتهاش با مارمولک بیشتر می شد و در نهایت فهمیدیم مارمولک دقیقاً کپی همین فیلم است ( با توجه به اینکه این فیلم محصول سال 1989 است ) و نویسنده کار خیلی سختی برای نوشتن فیلمنامه نداشته و با چند دستکاری فیلمنامه آماده شده است.

در زیر شباهتها  و تفاوتهای این دو فیلم را می آورم:

شباهتها

1.       کشیش ها ( روحانی ) از زندان فرار کرده اند.

2.       کشیش ( روحانی ) روی یک تابلو جمله ای می خواند ( از یک روحانی جمله ای می شنود ) که همان جمله را همیشه به کار می برد.

3.       کشیش ( روحانی ) دعای مخصوص ( نماز ) را بلد نیست و در هنگام خواندن آن از خودش صداهای نامربوط در می آورد.

4.       پسری است که مدام سوالات بی مورد می پرسد و اعصاب کشیش ( روحانی ) را خورد می کند.

5.       آن پسر همه حرف های کشیش ( روحانی ) را گوش کرده و به آنها عمل می کند.

6.       کشیش ( روحانی ) کارهای نامربوط خود را در راستای رسیدن به خدا به بقیه توجیه می کند.

7.       زنی بدکاره هست که تحت تأثیر کشیش ( روحانی ) قرار گرفته و توبه می کند.

8.       بچه ای کر و لال که شفا پیدا می کند و حرف می زند.

9.       رئیس زندان به خاطر پیدا کردن زندانیان فراری به شهر می آید.

10.   جایی از کشیش ( روحانی ) دعوت می شود تا سخنرانی کند و او در ابتدا حرفهای نامربوطی می زند و سپس حرفهایی از روی دل که همه او را تشویق می کنند.

11.   شخصی مذهبی وجود دارد که کارهای کشیش ( روحانی ) به مذاقش خوش نمی آید.

12.   کشیش ( روحانی ) برای فرار ناچار به کمک گرفتن از زن خلافکار می شود.

13.   کشیش ( روحانی ) چند بار سعی می کند که فرار کند ولی نمی تواند.

14.   نقش کشیشها را رابرت دنیرو و شان پن که از بهترینها هستند و نقش روحانی را پرویز پرستویی که او هم از بهترینها است بازی می کنند.

15.   در هر دو فیلم طنزی زیبا وجود دارد.

تفاوتها

1.       ما فرشته نیستیم: دو نقش اصلی دارد که هر کدام کارهایی را انجام می دهند و نیز پای شخص سومی هم در کار است.

مارمولک: یک نقش اصلی دارد که تمام اتفاقات برای او می افتد

2.       ما فرشته نیستیم: یک نقش زن هست که بدکاره است و توبه می کند و همان زن مورد علاقه کشیش است.

مارمولک: دو نقش زن هست که یکی خلافکار است و توبه می کند و زنی دیگر که مورد علاقه روحانی است و خلافکار نیست.

3.       ما فرشته نیستیم: کشیشها اسم خودشان را نمی دانند.

مارمولک: روحانی اسم مسجد مورد نظر را نمی داند.

4.       ما فرشته نیستیم: در پایان یک کشیش در کلیسا می ماند و کشیش دیگر با آن زن ازدواج می کند و از آنجا می رود.

مارمولک: در پایان روحانی در مسجد می ماند و با زن ازدواج نمی کند.

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 13:56 توسط سعید |

درد دل

سلام

امروز یکی از بدترین روزهای عمرمه در حالی که می تونست یکی از بهترینها باشه. خودمو آماده کرده بودم که یه پست توپ بذارم ولی حالا 5 تا خط هم نمی تونم بنویسم آخه چلسی تیم محبوبم قهرمان نشد. به همین سادگی که همه دیدن. در یک قدمی جام اونو از دست داد. در ضیافت مرگبار پنالتی ها. دیشب خودمو آماده کرده بودم که با تمام وجود داد بزنم ما قهرمانیم ولی .... . انتظار چندینو چند ساله من به پایان نرسید اونم در حالی که تقریباً مطمئن بودم این انتظار لعنتی داره به پایان می رسه. واقعاً حق چلسی بود که قهرمان بشه و همه دیدن که استحقاقشو داشت. فرزندان خوزه عزیز دیشب هر کاری که خواستن کردن ولی نتونستن به خواسته همیشگی شون برسن. گریه های جی تی و لمپس و بالاک زیر باران مسکو واقعاً دل می سوزوند. خیلی سخته کاپیتان تیم باشی و قراره تو جام رو بالا ببری ولی خودت خودت رو از این کار محروم کنی. لعنت بر زمین لوژنیکی. دیشب غمگین ترین فرد دنیا جان تری بود و هیچ طور هم نمی تونست اینو پنهون کنه و هر کی رو که می دید گریه هاش شروع می شد. وقتی که بازیکنای چلسی برای گرفتن مدال نقره رفتن بالا حس کردم که این صحنه رو دیدم ولی یه کمی با این بار فرق داشت. جام حذفی پارسال که دروگبا در آخرین لحظات گل زد. اون بار هم تری و لمپارد پشت سر هم بودن و رفتن بالا و این بار هم پشت سر هم رفتن بالا ولی اون کجا و این کجا. بعد از بازی کلی اس ام اس برام اومد که خیلی هاش واسه دلداری بود و بعضی هاش هم خورد کننده و این در حالی بود که این اس ام اسا می تونست خوشحالی کامل را به دنبال داشته باشه ولی نشد. دیشب پنالتی آخر که آنلکا نزد اصلاً باورم نمی شد. انگار یه لحظه همه دنیا عوض شد. مبهوت داشتم به تلوزیون نگاه می کردم و شادی منچستری هایی که تو سالن تلوزیون بودن رو اصلاً متوجه نمی شدم. من که تا قبلش سر از پا نمی شناختم پیرهن چلسی رو رو سرم انداختم و دلم می خواست داد بزنم که چرا ؟ اهدای جام که شروع شد همین طور خیره شده بودم به تلوزیون و داشتم می دیدم که جام رو دارن به یکی دیگه می دن. جامی که قرار بود به جی تی بدن. همه چی که تموم شد رفتم بیرون و شهروز گوش دادم تا یه کم آروم شم ولی باز هم باور کردنش سخت بود خیلی هم سخت بود. فکر کنم از این به بعد منفورترین واژه نزد هواداران چلسی واژه پنالتی باشه چون تا حالا چلسی سه بار تو پنالتی باخته. ولی خب باز هم باید انتظار کشید تا سال دیگه چون تو این مدت انتظار کشیدن رو خوب فهمیدم.

اگه ناراحتتون کردم معذرت می خوام.

به قول سعید شهروز عزیز:

دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم      شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده     آه داره باورم میشه خنده به ما نیومده خنده به ما نیومده

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 13:59 توسط سعید |

درباره وبلاگ

سلام خدمت شما دوستان.
هدف این وبلاگ معرفی فیلمهای خوبی است که کمتر شناخته شده هستند.

پیوند های سینمایی
سینمای حرفه ای جهان
یادداشت های فرهاد خالدار
یادداشت های حامد مقدم
مجله سینمایی سی نت
سینمای ما
فیلم نیوز
داریوش مهرجویی سینماگر همیشه استاد
عمو پرویز سینمای ایران
ایران سینما باران کوثری
تازه های باران کوثری
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا
ترانه علیدوستی
هواداران حامد بهداد
بهرام رادان
فیلم نگار
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
سینمای ایران و جهان
باران ما
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
س مثل سینما
فروتن(عاشق عصیانگر)
سینمای ایران
نوشته های محمد جواد عبدی
آرشیو موضوعی
سینمایی
ورزشی
امکانات



بخش دانلود
--------------------------
آهنگ: به همین سادگی

آرشیو دانلودها
--------------------------