تبليغاتX
سينما فردا
سينما فردا

فیلم سینمایی شب یلدا

  این پست را تقدیم می کنم به دوست بسیار عزیزم مهدی

  

 

 شناسنامه فیلم:

 عنوان فیلم: شب یلدا

فیلمنامه، کارگردانی و تدوین: کیومرث پوراحمد

مشاوران فیلمنامه:کامبوزیا پرتوی، احمدرضا درویش، رخشان بنی اعتماد و حسین جعفریان

تهیه کننده: مؤسسه فرهنگ تماشا

مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان

صدابردار: بهمن اردلان

صداگذاری: مسعود بهنام

طراح چهره پردازی: مهری شیرازی

طراح صحنه و لباس: مهرانه ربی

موسیقی متن: حمیدرضا یراقچیان

عکاس: امیر عابدی

موضوع فیلم: خانوادگی، عاشقانه، ملودرام

مدت فیلم: 88 دقیقه

سال تولید: 1379

سال نمایش: 1380 ( شب یلدای 1380 )

بازیگران:

            محمدرضا فروتن --------- حامد احمدزاده

            الهام چرخنده ------------ مهناز افشار

            هیلدا هاشم پور --------- پریا فردوسی

            پروین دخت یزدانیان ----- عزیز

            مریم پوراحمد ------------ نازی

جوایز فیلم:

            بهترین جلوه های ویژه سال (میرنظام الدین مدنی)   دوره 16 منتخب نویسندگان و منتقدان در سال 1380

            بهترین بازیگر نقش اول مرد سال (محمدرضا فروتن)   دوره 16 منتخب نویسندگان و منتقدان در سال 1380

            برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد (محمدرضا فروتن)   دوره 5 جشن خانه سینما در سال 1380

   

      پوراحمد    فروتن    چرخنده    هاشم پور                     

 

شخصیت های اصلی فیلم:

 حامد احمدزاده:

حدود چهل ساله. مهندس پرواز پاکسازی شده و معلق. فرصتی غیر منتظره و ناخواسته پیدا می کند تا گذشته، حاصل زندگی عاطفی و خانوادگی اش را مرور کند، مروری که یک سال، در زندانی خود خواسته به درازا می کشد، اما از پس آن، بعد از سپری کردن دوره هایی تلخ، امسردگی، خشم، بحران ارزش ها و هویت، سرانجام به پذیرش واقعیت و شکست می رسد و ۀغاز حیاتی تازه و شاید عشقی تازه

مهناز افشار:

حدود سی ساله. همسر حامد احمدزاده. به تحقق بخشیدن آرزویی می رود که سالها در نظر داشته، تمایلی که به پاشیدگی یک زندگی و بحران روحی شوهرش منجر می شود. برای تحقق این رؤیا حتی به خواری تن می دهد تا دیگر در دروغ و سازش زندگی نکند.

پریا فردوسی:

زنی حدود سی و پنج ساله که از شوهرش جدا شده است. ابتدا تنها یک صدا و حظور غایب اما پرشور و پر از آگاهی است، مثل یک وجدان بیدار. اما وقتی ظاهر می شود، با واقع پذیری و درک، زندگی دوباره را برای خود و حامد پدید می آورد؛ شاید.

 داستان فیلم:

 حامد احمدزاده، همسرش مهناز افشار و دخترشان نازی در آپارتمان دایی احمد زندگی می کنند. مهناز و نازی قصد دارند برای ادامه زندگی به آلمان مهاجرت کنند. حامد نیز با این سفر موافقت کرده اما درست پس از بلند شدن هواپیما از زمین و در راه بازگشت به خانه است که خنده های او هنگام رفتن زن و دخترش به گریه تبدیل می شود. تنهایی یک ساله او یا بهتر بگوییم زندانی که برای خودش ساخته باعث می شود تا وقت کافی داشته باشد تا به گذشته خود سرک بکشد و به دنبال این باشد که چرا مهناز رفت. البته ناگفته نماند که مهناز دلیل رفتن خود را آینده نازی بیان کرده ولی در عمل چیز دیگری خودنمایی می کند. اینکه مهناز از ایران نرفته که از خانه حامد رفته. حامد برای پست کردن کاست های نازی به سراغ یکی از دوستان قدیمی می رود و با پریا فردوسی آشنا می شود و تا حدودی با او احساس راحتی می کند و حتی بعضی از حرف های دلش را با او در جریان می گذارد. با گذشت زمان حامد خبرهای بدی از مهناز می شنود و این روند ادامه دارد تا جایی که می فهمد زنش هیچ وقت او را دوست نداشته و این سالها را بدون عشق با او زندگی کرده و ........... .

پبیش از این در مورد داستان فیلم چیزی نمی نویسم تا زیبایی دیدن فیلم را از دست ندهید.

 نکات فنی فیلم:

 شب یلدا واقعاً زیباست. این را به طور قطع پس از دیدن آن خواهید گفت. فیلمی که داستان یک مرد تنها است و یک تلفن. تلفنی که هر بار افرادی که در آن سویش هستند فرق می کنند و زندگی مرد را تحت تأثیر قرار می دهند. واقعاً می توان گفت شب یلدا از آن فیلم های تک بازیگر است. تک بازیگری که بسیار عالی از پس ایفای نقشش بر آمده است. محمدرضا فروتن این نقش را عالی بازی کرده است. حس گرفتن های او در این فیلم بی نظیر است.  صحنه گریه او هنگام ضبط ترانه برای نازی و اشک ریختنش، صحنه دیدن فیلم ویدئوی خواندن مهناز و صحنه رقص او از بهترین اجراهای اوست هر چند که کلاً فروتن در این فیلم عالی بازی می کند. البته بازی سایر بازیگران نیز خوب از آب در آمده است. موسیقی فیلم از نقاط قوت آن است. وجود موسیقی برای فیلمی که بیش از 90 در صد آن در یک خانه رخ می دهد لازم است تا تماشاگر خسته نشود. موسیقی سنتی مناسب این فیلم بود تا سوز بیشتری را به بیننده منتقل کند. فیلمبرداری در خانه ای که ارتفاع ثابت ندارد واقعاً سخت است که حسین جعفریان به بهترین نحو آن را اجرا کرده است. در نورپردازی فیلم و نیز طراحی صحنه سعی شده تا بیشتر از رنگ های سرد استفاده شود تا سردی فیلم بیشتر حس شود و اوضاع نامناسب روحی و روانی حامد بیشتر خودنمایی کند. گریم محمدرضا فروتن آن قدر غیر محسوس است که بیننده از ابتدا تا انتهای فیلم متوجه آن نمی شود اما اگر پس از اتمام فیلم دوباره آن را تماشا کند متوجه تفاوت چهره فروتن از ابتدای فیلم تا انتهای آن می شود که البته این از ویژگی های یک گریم خوب است که گریم بازیگر دیده نشود.

یکی دیگر از نقات قوت فیلم، استفاده از فیلم ویدئویی است. اگر فیلم ویدئو نبود کارگردان مجبور بود برای نشان دادن اوضاع خوب زندگی حامد در گذشته و کلاً یادآوری آنها به ابزاری مانند فلش بک متوسل شود که این فلش بک ها بیننده را قدری از فضای کنونی دور می کرد. ولی وجود فیلم ویدئویی باعث شد که خاطرات حامد یا بهتر بگویم زندگی گذشته حامد در حال بررسی شود و مزیت آن، توان مقایسه شرایط حال و گذشته حامد در آن واحد است. همچنین وجود این فیلم ها نشان از وجود صمیمیتی خاص بین اعضای خانواده است که دیدن این دو با هم بیننده را بیشتر متأثر می کند.

 چند جمله زیبا از فیلم:

 هیچ چیز یک روزه یا یک شبه اتفاق نمی افته. نه عشق، نه نفرت. هر چیزی قبلش مهمه و قبل ترش و خیلی قبل ترش. ( پریا به حامد )

زخم های آدم سرمایه س. سرمایه تو با این و اون تقسیم نکن. داد نکش. هورا نکش. صبور، آروم و بی سروصدا همه چیز رو تحمل کن. ( پریا به حامد )

 نکاتی درباره فیلم

 شب یلدا حدیث نفس پوراحمد و داستان زندگی شخصی او است.

منظور از شب یلدا شبی است که با رفتن مهناز و نازی شروع می شود و با کنار رفتن پرده های خانه حامد توسط پریا تمام می شود.

محمدرضا فروتن، الهام چرخنده و مریم پوراحمد برای آواز خواندن در این فیلم، نزد پری ملکی از سرشناسان آموزش آواز، تعلیم دیده اند.

برای نقش حامد از ابتدا خسرو شکیبایی مد نظر بوده که منتفی می شود. پس از او رضا کیانیان کاندیدای ایفای این نقش بوده که او نیز موفق به بازی در این فیلم نمی شود و سرانجام محمدرضا فروتن این نقش را بازی کرده است. شایان ذکر است که فروتن قبلاً در یک قسمت از مجموعه سرنخ با پوراحمد همکاری داشته است.

هیلدا هاشم پور برای اولین بار در این فیلم جلوی دوربین آمده است. همچنین شب یلدا اولین فیلم سینمایی الهام چرخنده می باشد.

در این فیلم، مهرانه ربی ( همسر کیومرث پوراحمد )، پروین دخت یزدانیان ( مادر او ) و مریم پوراحمد ( دخترش ) حضور دارند.

این فیلم آخرین بازی پروین دخت یزدانیان در وقت سلامت است. ( بی بی قصه های مجید ....... )

در این فیلم لحجه های زیادی به کار رفته اند: زن همسایه طبقه پایین لهجه سمنانی دارد. گارسن پیتزا فروشی یزدی است. زن و شوهری که دوستان حامد در آلمان هستند لحجه گیلکی دارند. مادر پریا با لحجه کردی حرف می زند و خواهر حامد مثل مادرش اصفهانی صحبت می کند.

تعداد زیادی از لوازم خانه حامد را مهرانه ربی از خانه خودشان آورده است. به عنوان مثال پیراهن ،پالتو و شال گردن حامد احمدزاده در پوستر فیلم و همچنین سیگار دست پیچی که می کشد همگی متعلق به پوراحمد است.

شب یلدا شاید تنها فیلم پس از انقلاب باشد که یک زن در آن آواز می خواند، آن هم یک آهنگ قبل از انقلابی که این نشان از آزادی عمل کارگردانان در آن زمان می دهد.

حامد یک مهندس پرواز پاکسازی شده است. برادران حراست پرواز، برای اثبات خودشان، یک نمایش هواپیما ربایی جور کرده اند، حامد فضولی کرده است و نمایش را لو داده است. البته این نکته به خاطر اینکه زیادی سیاسی بوده از فیلم حذف شده است.

پوراحمد در مصاحبه ای گفته بود که پس از رفتن همسرش پرده های اتاقش را برای مدت زیادی بسته بوده و خودش را حبس کرده بوده و حتی برای مدتی زنگ خانه را نیز قطع کرده بوده است.

 

 

به هر حال شب یلدا یکی از خوش ساخت ترین فیلم هایی است که تا حالا دیده ام و دیدن آن را به شما نیز پیشنهاد می کنم.

 

ترانه هایی که در این فیلم به کار برده شدند:

ترانه " دل دیوانه " با صدای ویگن: دانلود

ترانه " دیگه عاشق شدن فایده نداره " با صدای کوروس سرهنگ زاده: دانلود

ترانه " من دیگه بچه نمی شم " با صدای نادر گلچین: دانلود 

عکس های فیلم که از سایت سوره سینما گرفته شده اند:

 

 

 

در نگارش این مطلب از کتاب " فیلمنامه شب یلدا " از انتشارات " توفیق آفرین " استفاده شده است.

 

نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 21:29 توسط سعید |

فیلم سینمایی 21 گرم

21 گرم

شناسنامه فیلم

 

 

نام فیلم: 21 گرم --- 21 Grams

 

نویسنده: گویلرمو آریاگا ---  Guillermo Arriaga

 

کارگردان: الخاندرو گنزالز ایناریتو --- Alejandro González Iñárritu

 

تهیه کننده: الخاندرو گنزالز ایناریتو / رابرت سالرنو --- / Robert Salerno Alejandro González Iñárritu

 

بازیگران: شان پن ( پائل ریور ) ---  Sean Penn

            نائومی واتس ( کریستینا پک ) --- Naomi Watts

بنسیو دل تورو ( جک جردن ) ---Benicio Del Toro  

دنی هاستون ( مایکل ) --- Danny Huston

شارلوت گینسبورگ ( مری ریور ) --- Charlotte Gainsbourg

            ملیسا لئو ( ماریان جردن ) --- Melissa Leo

            ادی مارسن ( کشیش جان ) --- Eddie Marsan

  

ژانر: درام / جنایی / هیجانی

 

محصول: ایالات متحده آمریکا 2003

 

جوایز کسب شده:

 

FFCC Award (2004) ( نائومی واتس ... بهترین بازیگر زن )

FFCC Award (2004) ( شان پن ... بهترین بازیگر مرد )

Sierra Award (2004) ( شان پن ... بهترین بازیگر مرد )

LAFCA Award (2004) ( نائومی واتس ... بهترین بازیگر زن )

Golden Satellite Award (2004) ( شان پن ... بهترین بازیگر مرد )

OFCS Award (2004) ( نائومی واتس... بهترین بازیگر زن )

PFCS Award (2004) ( نائومی واتس ... بهترین بازیگر زن )

NBR Award (2003) ( شان پن ... بهترین بازیگر مرد )

SDFCS Award (2003) ( نائومی واتس ... بهترین بازیگر زن )

SEFCA Award (2003) ( نائومی واتس ... بهترین بازیگر زن )

WAFCA Award (2003) ( نائومی واتس ... بهترین بازیگر زن )

WAFCA Award (2003) ( بنیسیو دل تورو ... بهترین بازیگر مکمل مرد )

Venice Film Festival (2003) ( بنیسیو دل تورو ... بهترین بازیگر مرد )

Venice Film Festival (2003) ( نائومی واتس ... بهترین بازیگر زن )

 

 

عوامل فیلم

 

 

الخاندرو گنزالز ایناریتو:

الختندرو گنزالز ایناریتو ملقب به ال نگرو متولد 15 آگوست 1963 در مکزیکوسیتی پایتخت مکزیک می باشد. در سال 1984 کار خود را به عنوان DJ در رادیو مکزیک شروع کرد و به طور همزمان به تحصیل فیلم سازی و تئاتر مشغول شد. در سال 1990 یکی از جوان ترین تهیه کنندگان تلویزیون مکزیک شناخته شد. پس از ترک تلویزیون شرکت شخصی خودش با نام زتا فیلم را تأسیس کرد و به ساخت آگهی های بازرگانی برای تلویزیون پرداخت که در واقع تمرینی برای فیلم آتی خودش بود.

اولین فیلمش را در سال 1995 ساخت. پس از مدتی با گویلرمو آریاگا آشنا شد که نتیجه آن ساخت فیلم "Amores Perros" بود که به عنوان بهترین فیلم فستیوال کن 2000 انتخاب شد و همچنین کاندیدای بهترین فیلم خارجی اسکار نیز شد. ایناریتو فقط 8 فیلم ساخته که بابل و آمورس پروس ( عشق سگی ) بهترین فیلمهای وی هستند و به خاطر هر دو جوایز زیادی را کسب کرده است. وی از اولین فیلمسازان مکزیکی است که کاندیدای اسکار شده است. همچنین وی در جشنواره فیلم ونیز 2007 عضو هیأت داوران بوده است. او ازدواج کرده و دو فرزند دارد.

مهمترین جوایز ایناریتو عبارتند از:

  • (2007) Fotogramas de Plata (بهترین فیلم خارجی ...  Babel)
  • 2006)) Cannes Film Festival (بهترین کارگردان ...Babel )
  •  (2002) BAFTA Film Award (بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان ...  Amores perros)
  •  (2002) ALFS Award (بهترین کارگردان سال ... Amores perros )
  • (2000) Chicago International Film Festival  (بهترین فیلم ... Amores perros )

شان پن:

شان جاستین پن متولد 17 آگوست 1960 در سانتا مارینا (ایالات متحده) می باشد. پدرش لئو پن کارگردان سینما است. اولین فیلمش را در سال 1974 بازی کرد و تا کنون بیش از 40 فیلم بازی کرده و بهترین بازی خود را در فیلم " رودخانه مرموز " به نمایش گذاشت که به خاطر آن اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. از دیگر فیلم های وی می توان : من سام هستم، 21 گرم، مترجم، دوستان و ما فرشته نیستیم ( در کنار رابرت دنیرو ) را نام برد.

وی اخیراً به کارگردانی هم روی آورده که آخرین فیلمش با نام " Into The Wild " که نویسندگی و تهیه کنندگی فیلم نیز به عهده خودش بوده جوایز زیادی را کسب کرده است. شایان ذکر است که فیلم مترجم با بازی وی تنها فیلمی است که در سالن اجلاس سازمان ملل متحد فیلمبرداری شده است و فیلمبردار آن فیلم نیز یک فرد ایرانی بوده است. مدونا خواننده معروف مدتی همسر وی بود که پس از چندی از هم جدا شدند.

مهمترین جوایز شان پن عبارتند از:

  • (2007) Gotham Awards (بهترین فیلم ... Into the Wild)
  • (2004) Academy Award ( Oscar ) / Golden Globe/ Critics Choice Award (بهترین بازیگر مرد ... Mystic River)
  • (2004) FFCC Award (بهترین بازیگر مرد ...21 Grams  )
  •  (1997) Cannes Film Festival (بهترین بازیگر مرد ...She's So Lovely )
  • (1996) Silver Berlin Bear  (بهترین بازیگر مرد ...Dead Man Walking )

 نائومی واتس:

نائومی الن واتس متولد 28 سپتامبر 1968 در شهر کنت (انگلستان) می باشد. پدرش پتر واتس که به عنوان مهندس صدا با گروه پینک فلوید کار می کرد زمانی که نائومی 7 سال بیش نداشت فوت کرد. زمانی که 14 سال داشت به همراه مادر و برادرش به استرالیا آمدند. در یک آگهی بازرگانی با نیکول کیدمن همبازی شد و از آن پس این دو صمیمی ترین دوستان هم شدند. اولین فیلمش را در سال 1986 بازی کرد و تاکنون بیش از 40 فیلم بازی کرده است. بهترین بازی اش را در " 21 گرم " انجام داده است. از دیگر فیلم های وی می توان: کینگ کنگ، حلقه 1 و 2، ماندن و دکتر مولهلند را نام برد. گفتنی است که وی بازی در فیلم 21 گرم را بدون خواندن فیلمنامه آن پذیرفت.

مهمترین جوایز نائومی واتس عبارتند از:

  • (2006) Saturn Award (بهترین بازیگر زن ...King Kong )
  • (2003) Saturn Award (بهترین بازیگر زن ...The Ring )
  • (2004) FFCC Award (بهترین بازیگر زن ...21 Grams  )
  • (2003) Venice Film Festival (بهترین بازیگر زن ...21 Grams  )

بنیسیو دل تورو:

بنیسیو رافائل دل تورو سانچز ملقب به بنو متولد 19 فوریه 1967 در پورتوریکو می باشد. پدر و مادرش گوستاوو و فاستا سانچز دل تو رو هر دو وکیل بودند. در جوانی مادرش را از دست داد و پس از آن به همراه خانواده به مزرعه ای در پنسیلوانیا مهاجرت کرد. ابتدا به تحصیل در دانشگاه سن دیگو مشغول شد و پس از مدتی به کلاسهای آموزش بازیگری در نیویورک روی آورد. اولین فیلمش را در سال 1987 بازی کرد و تا کنون بیش از 30 فیلم بازی کرده است. بهترین بازی وی را می توان در فیلم " آرژانتین " دید که نقش ارنستو چگوارا را به زیبایی ایفا کرده است. این فیلم جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از جشنواره کن 2008 برای وی به ارمغان آورد. شایان ذکر است که در کن 2008 جایزه دل تورو را شان پن رئیس هیأت داوران جشنواره و همبازی وی در فیلم 21 گرم به او تقدیم کرد. از دیگر فیلم های وی می توان: ترافیک، شهر گناه ( Sin City ) و دونده هندی را نام برد.

مهمترین جوایز دل تورو عبارتند از:

  • Cannes Film Festival (2008)  (بهترین بازیگر مرد ...The Argentine  )
  • (2001) Academy Award ( Oscar ) / Golden Globe  / BAFTA Film Award / Silver Berlin Bear (بهترین بازیگر مکمل مرد ...Traffic  )
  • (2003) Venice Film Festival (بهترین بازیگر مرد ...21 Grams  )

 

مختصری از فیلم

 

 

21 گرم روایت زندگی 3 خانواده است و اتفاقاتی که برای آنها می افتد. پائل و همسرش مری یکی از این خانواده ها هستند. مری بچه دار نمی شود ولی قرار است که تحت عمل جراحی قرار گرفته و با روش تلقیح مصنوعی باردار شود. پائل که استاد دانشگاه است و ریاضیات تدریس می کند بیماری قلبی دارد و حداکثر تا یک ماه دیگر زنده نمی ماند.جک و همسرش ماریان و دو فرزندشان خانواده دیگر این فیلم هستند. جک فردی بی دین بوده ولی پس از اتفاقاتی به مسیح ایمان می آورد. آنها در خانه کنار کلیسای کوچکی زندگی می کنند. کریستینا (خواهر بزرگتر کلودیا) و شوهرش مایکل و دو دخترشان نیز خانواده دیگر این فیلم هستند.

و اما داستان فیلم:

جک به خاطر اعتقادی که به مسیح دارد بدنش را خالکوبی کرده و این باعث اخراجش از کار می شود. اخراج او از کار مشکلاتی را پیش روی او قرار می دهد. در شب تولدش و در بازگشت به خانه با مایکل و دو دخترش تصادف می کند که دو دختر می میرند. مایکل دچار مرگ مغزی می شود و با موافقت کریستینا قلب او به پائل پیوند داده می شود. جک پس از این حادثه خودش را به پلیس معرفی می کند و به حبس محکوم می شود. ماریان با فروش ماشین وکیلی برای او استخدام می کند و او پس از مدتی از زندان آزاد می شود. پائل پس از تلاش زیاد و به کمک یکی از دوستانش اطلاعاتی در مورد اهدا کننده قلب و  خانواده وی به دست می آورد. وجود قلب مایکل در سینه پائل باعث علاقه مندی او به کریستینا می شود و او که حالا قلبی سالم دارد دیگر به همسرش علاقه ندارد و سعی در ایجاد رابطه با کریستینا دارد. در مراجعه به پزشک برای اطمینان از مؤثر بودن عمل می فهمد که مری قبلاً که از هم جدا شده بودند سقط جنین کرده و این موضوع او را به شدت آزرده می کند تا حدی که رابطه اش را با مری قطع کرده و به خانه کریس می رود. در مدتی که جک در زندان به سر می برده از مسیح رویگردان می شود. در صحبتی که با کشیش دارد می گوید که خدا به او خیانت کرده ( به خاطر فرار از صحنه تصادف ) و او اراده و امید به زندگی اش را از دست می دهد و حتی اقدام به خودکشی می کند که البته موفق نمی شود. پس از رهایی از زندان خانواده اش را ترک کرده و در یک متل در اطراف شهر زندگی می کند. پس از گذشت مدت زمانی از آشنایی پائل با کریستینا، کریس از او می خواهد تا در کشتن جک کمکش کند ولی پائل بدون اطلاع به کریس به تنهایی نزد جک می رود اما او را نمی کشد و از او می خواهد که شهر را ترک کند. جک شبانه به خانه کریس و پائل می رود و آن 3 با هم درگیر می شوند و پائل به اسلحه به خودش شلیک می کند و سرانجام در بیمارستان می میرد. جک خودش را قاتل پائل معرفی می کند ولی پلیس او را به خاطر نبود مدارک کافی آزاد می کند و این بار جک به آغوش خانواده باز می گردد. کریس نیز می فهمد که باردار است و خود را برای فرزند جدیدش آماده می کند.

 

 

نکات فنی فیلم

 

 

21 گرم فیلمی است که باید دید. آن هم چند بار تا به نهایت لذت از آن رسید. با تدوینی عالی که مدام بیننده را به این طرف و آن طرف می کشاند. بازی های بازیگران در حد خوب و قابل قبول است به خصوص بازی نائومی واتس. ژانر فیلم درام / جنایی / هیجانی است ولی میزان جنایی و به ویژه هیجانی بودن آن کم است. بیننده هیچ گاه در حین تماشای فیلم هیجان زده نمی شود و فیلم در فضای آرامی به سر می برد. از این رو بازیگران زیاد مجال خودنمایی ندارند. بازی شان پن بسیار آرام است و او حتی در فیلم آن چنان عصبانی هم نمی شود. تنها جایی که پن کمی فعال عمل می کند سکانس تهدید دل تورو است که اتفاقاً این سکانس را عالی بازی می کند. دل تورو کمی مجال بیشتری دارد ولی بازی او نیز بسیار آرام و به دور از اکتهای بزرگ است. یکی از بهترین بازیهای دل تورو در این فیلم سکانسی است که می خواهد خالکوبی دستش را از بین ببرد که واقعاً عالی از آب در آمده و استادانه این سکانس را بازی کرده و به همراه فیلمبرداری زیبا که مدام در حال جنب و جوش است یکی از بهترینهای این فیلم است. اما در بازی واتس این عکس العملهای هیجانی و عصبانی شدن دیده می شود. او زخم دیده ترین بازیگر این فیلم است و همین مزیت به او امکان می دهد تا با دستی بازتر بازی کند. به عنوان مثال در دو صحنه ای که او با عصبانیت با پن حرف می زند که به نظر من جایی که پن قضیه را به او می گوید و او بسیار عصبانی می شود بهترین سکانس این فیلم است. یا سکانسی که خبر مردن فرزندانش را به او می گویند. تمام این شرایط باعث شده که واتس یکی از بهترین بازی هایش را در این فیلم به نمایش بگذارد و بهترین بازیگر این فیلم باشد.

به جز بازیگری می توان به کارگردانی خوب ایناریتو اشاره کرد که حرفه ای بودن کاگردان در این فیلم مشهود است. بعضی از سکانسها واقعاً استادانه گرفته شده اند.

فیلم موسیقی چندانی ندارد و معمولاً موسیقی زمانی استفاده شده که هیچ دیالوگی وجود ندارد و این خلاً با موسیقی فیلم پر شده است. البته موسیقی فیلم زیاد شلوغ نیست و تقریباً از یک نوع صدا و موزیک استفاده شده است ولی با توجه به شرایط فیلم که در فضایی آرام به سر می برد نمی شد جز این عمل کرد. ولی همین موسیقی کم صدا و آرام بسیار به آن سکانسهایی که لازم بوده کمک کرده و اجازه خروج از فضای فیلم را نمی دهد.

و در آخر باید به فیلمنامه اشاره کرد. این فیلم دومین فیلمی است که ایناریتو با آریاگا کار کرده که هر دو از لحاظ زمان وقوع حوادث شبیه هم اند و هیچ ترتیب زمانی در آن دیده نمی شود. این نوع زمان بندی را هم می توان ضعف و هم تقطه قوت فیلم در نظر گرفت. ضعف است چون معمولاً این طور فیلمها باید خیلی قوی باشند تا تماشاگر را با خود همراه کنند چون بیننده گیج می شود و نقطه قوت است چون تا آخر فیلم نمی توان چیزی را پیش بینی کرد و لذت زیادی به تماشاگر منتقل می شود.

 

 

درباره فیلم

 

 

شخصی به نام دکتر دانکن مک داگل در 1990 تصمیم گرفت که وزنی را که انسانها هنگامی که روحشان از بدن جدا می شود، از دست می دهند را اندازه گیری کند. او می گفت که روح انسان جسم قابل لمس است پس قابل اندازه گیری نیز می باشد. او در نهایت به این نتیجه رسید که انسان هنگام مرگ 21 گرم از وزن خودش را از دست می دهد پس می توان آن را وزن روح آدمی قلمداد کرد.

آنها می گویند 21 گرم وزنی است که وقتی ما می میریم از دست می دهیم. وزن یک سکه 5 سنتی، یک مرغ مگس خوار، یک تکه شکلات و وزن روح آدمی.

این فیلم زندگی روحی و روانی و واکنش های جسمی و احساسی 3 نفر در طول چند ماه نشان می دهد. یک تصادف ناگهانی زندگی آنها را دگرگون می کند و آنها و سرنوشتشان را تغییر می دهد. نحوه روایت داستان فیلم میان گذشته دور، گذشته نزدیک و حال در حال تغییر است. گاهی از حال می گوید در حالی که سکانس قبل و بعد آن در گذشته به سر می برده است و از این رو باید گفت که اصلاً از نظر زمانی مرتب نیست و دائماً به جلو و عقب می رود و زندگی کاراکترهای فیلم را قبل و بعد از تصادف نشان می دهد که حتی باعث گیج شدن تماشاگر نیز می شود.. می توان گفت که نقطه عطف فیلم نیز همان تصادف است.ابته این نوع روایت فیلم که به آن روایت غیر خطی می گویند بسیار مورد علاقه ایناریتو است به گونه ای که آمورس پروس و بابل را نیز همین طور ساخته است.

21 گرم داستان امید و ناامیدی است و این تفاوت به زیبایی هر چه تمام تر در نوع رفتار بازیگران فیلم به چشم می خورد. به عنوان مثال: کریستینا قبلاً مواد مخدر مصرف می کرده و از نوشیدنی های الکلی استفاده می کرده ولی به خاطر خانواده اش آنها را ترک کرده و در ابتدای فیلم نیز از این کار خودش راضی است و خوشحال است که در کنار شوهر و دو دخترش زندگی می کند ولی پس از کشته شدن شوهر و دو دخترش به خاطر کمبودی که حس می کند فقط و فقط مواد مصرف می کند و الکل می نوشد. حتی به پدرش می گوید که زندگی دیگر برایش بی معنی است و دوباره پس از اطلاع از بارداری خود این امید به زندگی در او پیدا می شود. و یا در مورد جک که او نیز مشروبات الکلی مصرف می کرده ولی بهخاطر کمک مسیح از مشروب دست می کشد و یک فرد مذهبی و خانواده دوست می شود ولی پس از تصادف از مسیح رویگردان شده و دوباره به مشروبات الکلی روی آورده و حتی خالکوبی صلیب روی دستش را نیز خراب می کند که این به خاطر احساس گناه است ولی پس از اینکه با کریس روبرو شده و می فهمد که او را بخشیده دوباره به زندگی باز می گردد. همچنین رفتار ماریان و مری برای حفظ زندگی شان هم در نوبه خود بسیار جالب است. مری که دیگر از پائل قطع امید کرده تمام تلاشش را می کند تا بچه ای از او داشته باشد و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نمی کند و نیز ماریان سعی دارد جک را از رفتن پیش پلیس منصرف کند و با تمام وجودش ماشین جک را که به خون آغشته است پاک می کند تا زندگی اش را حفظ کند.

 

در پایان فیلم این جملات زیبا را با صدای پائل می شنویم که در سکوتی زیبا بسیار خوب از آب در آمده است: ما چند بار به دنیا می آییم؟ چند بار از دنیا می ریم؟ می گن درست در لحظه مرگ 21 گرم از وزن هر کسی که داره می میره کم می شه. 21 گرم چقدر ظرفیت داره؟ چقدر از ما کم می شه؟ چی می شه اگه ما 21 گرم از دست بدیم؟ با رفتن اون چی می شه؟ چقدر ارزش داره؟ 21 گرم ..... وزن یه سکه 5 سنتی. وزن یه مرغ مگس خوار. یه تیکه شکلات. 21 گرم چقدر وزن داره؟

موسیقی پایانی فیلم ۲۱ گرم: دانلود

عکس هایی از فیلم که از سایت رسمی فیلم گرفته شده است:

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 16:19 توسط سعید |

خسرو شکیبایی رفت .......





خسرو شکیبایی بازیگر تئاتر و سینما دار فانی را وداع گفت.     

حدود ساعت 12 ظهر بود که این خبر را در زیرنویس شبکه خبر دیدم. خبری که چندین کلمه بیش نبود ولی دنیا را روی سرم خراب کرد. یک لحظه آب توی گلویم خشک شد. نمی دانستم چه کار کنم. باور کردنی نبود. مگر می شود ؟ مگر می شود باور کرد که آقای هامون سینمای ایران، عمو خسرو عزیزمان دیگر در بین ما نباشد. او که سالها با خانه سبزش زندگی کردیم و با عشق روزی روزگاری اش را تماشا. زین پس چه کنیم. مگر فیلم هایش که همان دردانه هایش بودند را می شود بی او نظاره کرد. مگر می شود لبخندهایش که هیچ گاه از لبهایش دور نمی شد را فراموش کرد. سخت است، به خدا سخت است که ببینیم ما هستیم ولی او نیست. او که یکی از ستاره های آسمانمان بود و حال باید به خودمان بقبولانیم که خاموش شده و دیگر نوری ندارد. به همین سادگی خسرو شکیبایی نازنین از بین ما رفت. او که با خط قرمز به دلهای ما آمد و حیران از دل های ما رفت.  

خدایا به چشمهایمان اجازه ده تا برایش بگریند، به اشکهایمان تا برایش ببارند، به قلبهایمان تا برایش بسوزند و به خودمان صبر ده تا داغش را تحمل کنیم.    

خدایا به خاطر لحظات شاد و عزیزی که برای ما آفرید او را غریق رحمت خودت کن و به خاطر عشقی که در وجودش بود و آن را به همه ارزانی می داشت او را در بهشت خود جای ده.      

یکی از آخرین حرفهایش: خوشحالم که دلم هنوز دل دل کردن یادش نرفته. الهی شکر      

آه عمو خسرو، عزیز دلمان، بدرود.

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:32 توسط سعید |

درباره وبلاگ

سلام خدمت شما دوستان.
هدف این وبلاگ معرفی فیلمهای خوبی است که کمتر شناخته شده هستند.

پیوند های سینمایی
سینمای حرفه ای جهان
یادداشت های فرهاد خالدار
یادداشت های حامد مقدم
مجله سینمایی سی نت
سینمای ما
فیلم نیوز
داریوش مهرجویی سینماگر همیشه استاد
عمو پرویز سینمای ایران
ایران سینما باران کوثری
تازه های باران کوثری
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا
ترانه علیدوستی
هواداران حامد بهداد
بهرام رادان
فیلم نگار
انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
سینمای ایران و جهان
باران ما
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
س مثل سینما
فروتن(عاشق عصیانگر)
سینمای ایران
نوشته های محمد جواد عبدی
آرشیو موضوعی
سینمایی
ورزشی
امکانات



بخش دانلود
--------------------------
آهنگ: به همین سادگی

آرشیو دانلودها
--------------------------